عبد الله احمديه

30

راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى )

4 - چهارمين نفر به اگزالورى و ورم مفاصل مزمن تغيير شكل‌دهنده گرفتار بود . اصطلاحا جگر او « گرم » و استخوانهايش « سرد » بودند . 5 - پنجمين نفر طبعى « سرد و خشك » داشت و پس از استحمام به سردرد مبتلاء مىشد . 6 - ششمين نفر طبعى « سرد و تر » داشت . بسيار چاق بود به‌طورىكه قلب او به درستى تحمل بدن فربه‌اش را نمىنمود . 7 - هفتمين نفر دچار چاقى بود و طبعى « گرم و تر » داشت . 8 - هشتمين نفر به ضعف دماغى دچار بود و طبعى « گرم و خشك » داشت . 9 - نهمين نفر سيلان ابيض ( ترشح سفيد زنانه ) و بىميلى جنسى داشت . طبعش « سرد و تر » بود . 10 - دهمين نفر به يبوست مزمن و عوارض كبدى دچار بود . او طبعى « گرم و خشك » داشت . 11 - يازدهمين نفر طبعى « گرم و تر » داشت و گرفتار ورم لوزتين شده بود . 12 - دوازدهمين نفر طبعى « گرم و خشك » داشت و دچار سوءهاضمه و اختلال كبدى بود . 13 - سيزدهمين نفر طبعى « گرم و خشك » داشت و به بواسير مبتلاء بود . 14 - چهاردهمين نفر كودكى از اين خانواده بود كه دچار اگزما شده بود . 15 - پانزدهمين نفر طبعى « سرد و خشك » داشت و به بواسير و شوره سر مبتلاء بود . يادآور مىشوم كه همه افراد اين خانواده بزرگ كم‌وبيش به كاهلى و ناتوانى كبد دچار بودند . در افراد خانواده ديگرى كه مورد مشاهده و معاينه قرار گرفتند عموما عوارض عصبى غلبه داشتند . آنان به همه‌گونه ناتوانى كبدى مبتلاء بودند . سموم در بدن آنها ذخيره شده بود و با اندك ناملايمى تحريك مىشدند . اين سموم درون خون مىگشت و تعادل اعصاب « واگ » و « سمپاتيك » را برهم مىزد و سبب تندخوئى ، بدبينى ، كج‌خلقى ، حزن ، اندوه ، دلتنگى و بالاخره فرياد و دعوا مىشد .